.: داستان کوتاه آموزنده خرداد ۹۲ :.
ورود به آرشیو داستان کوتاه
داستان کوتاه قهوه مبادا:با یکی از دوستانم وارد قهوهخانهای کوچک شدیم و سفارش دادیم…
بسمت میزمان میرفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوهخانه شدند… و سفارش دادند: پنجتا قهوه لطفا… دوتا برای ما و سه تا هم قهوه مبادا…
سفارششان را حساب کردند، و دوتا قهوهشان را برداشتند و رفتند… از دوستم پرسیدم: ماجرای این قهوههای مبادا چی بود؟دوستم گفت: اگه کمی صبر کنی بزودی تا چند لحظه دیگه حقیقت رو میفهمی…آدمهای دیگری وارد کافه شدند…دو تا دختر آمدند، نفری یک قهوه سفارش دادند، پرداخت کردند و رفتند…
( متن کامل در ادامه مطلب )
برچسب:
نویسنده: admin
تاريخ: يکشنبه
22 ارديبهشت
1392 ساعت: 16:22